افیلیت مارکتینگ یا بازاریابی مشارکتی

آکادمی آموزش سئو و دیجیتال مارکتینگ

فهرست عناوین

افیلیت مارکتینگ یا بازاریابی مشارکتی

اگه چند سال پیش درباره افیلیت مارکتینگ سرچ می‌کردین، احتمالاً با یه سری تعریف‌های خیلی ساده‌ روبه‌رو می‌شدین؛ چیزی شبیه «معرفی یه محصول و گرفتن کمیسیون از فروش». این تعریف هنوزم درسته، ولی موضوع یکم پیچیده‌تر از این جمله کوتاهه.

در واقع افیلیت مارکتینگ بیشتر به نحوه تأثیرگذاری محتوا رو تصمیم خرید کاربرا مربوط می‌شه. وب‌سایت‌ها، رسانه‌ها و تولیدکنندگان محتوا با معرفی، بررسی یا مقایسه محصولات، مخاطبای خودشونو تو مسیر انتخاب و خرید همراهی می‌کنن و اگه این مسیر به فروش منجر بشه، سهمی از اون فروش دریافت می‌کنن. به همین علت خیلی از کسب‌وکارای آنلاین، افیلیت مارکتینگ را نه صرفاً یه روش تبلیغات، بلکه یکی از کانال‌های جدی جذب مشتری می‌دونن.

با این حال، چیزی که از بیرون ساده به نظر میاد، در عمل به عوامل مختلفی وابسته‌اس؛ از اعتماد مخاطب و کیفیت محتوایی که منتشر می‌شه گرفته تا نحوه ردیابی فروش، مدل کمیسیون و نوع ترافیکی که به صفحه محصول هدایت می‌شه. همین جزئیاته که تعیین می‌کنه بازاریابی مشارکتی برای یه وب‌سایت فقط چند لینک پراکنده باشه یا به یه جریان درآمدی قابل توجه تبدیل شه.

افیلیت مارکتینگ

سیستم همکاری در فروش چطور کار میکنه؟

برای اینکه واقعاً بفهمیم افیلیت مارکتینگ چطور کار می‌کنه، بهتره به چشم یه سیستم همکاری نگاش کنیم؛ سیستمی که چندتا بازیگر مختلف کنار هم قرار می‌گیرن. معمولاً چهار نقش اصلی تو این اکوسیستم داریم:

1. فروشنده یا Advertiser (Merchant)

همون برندیه که محصول یا خدماتی برای فروش داره و می‌خواد از کانال‌های بیشتری مشتری بگیره. این محصول می‌تونه هر چیزی باشه؛ از یه کفش و هدفون گرفته تا یه دوره آموزشی، SaaS یا اپلیکیشن اشتراکی. برای فروشنده، افیلیت مارکتینگ یه راهه برای اضافه کردن نیروی فروش بیرونی، بدون اینکه واقعاً تیم فروش استخدام کنه.

2. افیلیت یا Publisher

اینجا پای آدمایی وسط میاد که مخاطب دارند: وب‌سایت‌ها، بلاگرا، رسانه‌ها، اینفلوئنسرا، یوتیوبرا، پیج‌های تخصصی اینستاگرام و… . اینا محصول رو در قالب محتوا معرفی می‌کنن؛ شاید با یه نقد و بررسی، یه ویدئوی آموزشی، یه لیست پیشنهادی یا حتی یه ایمیل. نقش افیلیت اینه که بین مخاطب و محصول، «اعتماد» و «توضیح» اضافه کنه؛ چیزی که خود فروشنده معمولاً به‌تنهایی از پسش برنمی‌آد.

3. مشتری (Customer)

مشتری همون کاربریه که محتوای افیلیت رو می‌بینه، روی لینک کلیک می‌کنه و در نهایت کاری رو که برای ما مهمه انجام می‌ده؛ خرید، ثبت‌نام، دانلود یا هر چیزی که تو سیستم به‌عنوان Conversion تعریف شده. همه چی تو این زنجیره، در نهایت برای همین لحظه طراحی می‌شه.

4. شبکه یا پلتفرم افیلیت (Affiliate Network)

تو خیلی از برنامه‌ها، یه واسطه هم بین فروشنده و افیلیت وجود داره: به اسم شبکه افیلیت. این پلتفرم‌ها کارایی رو انجام می‌دن که اگه قرار بود فروشنده و هر افیلیت جداگانه انجام بدن، عملاً غیرعملی بود. مثل ساخت لینک‌های اختصاصی، ثبت کلیک‌ها، ردیابی فروش، محاسبه کمیسیون و در نهایت تسویه با افیلیت‌ها. به زبون ساده، این‌ها ستون فقرات عملیاتی سیستم هستن.

حالا اگه بخوایم مسیر رو قدم‌به‌قدم ببینیم، معمولاً سناریو این‌طور جلو می‌ره:

  • افیلیت تو برنامه همکاری در فروش یه برند یا تو یه شبکه افیلیت ثبت‌نام می‌کنه.
  • بعد از تأیید، برای هر کمپین یا هر محصول، یه لینک اختصاصی می‌گیره که داخلش شناسه‌اش کدگذاری شده.
  • این لینک رو تو محتوای خودش قرار می‌ده؛ زیر یه مقاله، داخل یه ویدئو، تو یه استوری یا تو ایمیل.
  • کاربر روی لینک کلیک می‌کنه و وارد سایت فروشنده می‌شه.
  • اگه تو همون لحظه یا در بازه زمانی مشخص، خرید یا اقدام مورد نظر انجام شه، سیستم اون Conversion رو به همون افیلیت نسبت می‌ده.
  • کمیسیون ثبت می‌شه و تو دوره‌های زمانی مشخص، تسویه می‌شه.

تا اینجا همه چی ساده به نظر می‌آد. اما نقطه‌ای که افیلیت مارکتینگ رو از یه «سیستم پورسانتی ساده» جدا می‌کنه، همین چیزیه که معمولاً کمتر بهش پرداخته می‌شه: ردیابی (Tracking)

تقریباً تمام سازوکار افیلیت روی این سؤال می‌چرخه که:
«این فروش دقیقاً از کدوم افیلیت آمده؟»

برای جواب دادن به همین یه سؤال، سیستم‌های ردیابی از چند ابزار مختلف استفاده می‌کنن؛ مثل کوکی‌ها، پارامترهای UTM تو لینک، شناسه کلیک، Sessionها و در بعضی سیستم‌های پیشرفته‌تر، مدل‌های Attribution. این زیرساخته که تعیین می‌کنه:

  • کدوم کلیک باید به کدوم افیلیت نسبت داده شه
  • اگه کاربر امروز کلیک کرد و فردا خرید کرد، کمیسیون هنوز باید ثبت بشه یا نه
  • اگه چندتا افیلیت تو مسیر کاربر نقش داشتن، کدومشون «صاحب» فروشه.

بدون این لایه ردیابی، افیلیت مارکتینگ عملاً فرو می‌پاشه. نه فروشنده می‌تونه بفهمه کدوم شریک براش ارزش ایجاد کرده، نه افیلیت می‌تونه مطمئن باشه فروش‌هایی که ساخته، درست برایش ثبت می‌شن. به همین دلیل، هرجا صحبت از افیلیت مارکتینگ حرفه‌ایه، پشت صحنه همیشه یک سیستم Tracking جدی در حال کاره؛ حتی اگر تو ظاهر فقط چندتا لینک ساده ببینیم.

انواع بازاریابی وابسته

می‌شه افیلیت مارکتینگ رو از یه زاویه، بر اساس نوع رابطه افیلیت با محصول، به سه دسته تقسیم کرد.

تو مدل Unattached، افیلیت ارتباط تخصصی یا تجربه مستقیمی با محصول نداره و بیشتر رو جذب ترافیک و ایجاد کلیک تمرکز می‌کنه.

تو مدل Related، افیلیت تو حوزه‌ای مرتبط با محصول فعالیت می‌کنه و به مخاطبای مرتبط دسترسی داره، اما لزوماً خودش کاربر اون محصول نیست.

تو مدل Involved، افیلیت تجربه واقعی از محصول داره و اونو بر پایه بررسی، آموزش یا تجربه شخصی معرفی می‌کنه؛ به همین دلیل این مدل معمولاً از نظر اعتمادسازی و نرخ تبدیل، عملکرد بهتری داره.

از طرفی، افیلیت مارکتینگ رو می‌تونیم بر اساس مدل پرداخت کمیسیون هم دسته‌بندی کنیم:

تو مدل CPS، کمیسیون فقط بعد از فروش پرداخت می‌شه.

تو مدلCPL، افیلیت به ازای ثبت لید یا کاربر جدید درآمد دریافت می‌کنه.

و تو مدلCPC، مبنای پرداخت تعداد کلیک‌هاست. از بین  این مدل‌ها، CPS رایج‌ترین ساختار تو همکاری در فروشه، چون ریسک فروشنده رو کاهش می‌ده و پرداخت رو مستقیماً به نتیجه نهایی، یعنی فروش، وابسته می‌کنه.

بازاریابی مشارکتی

کانال های افیلیت مارکتینگ

تو افیلیت مارکتینگ، کانال فقط یه بستر برای انتشار محتوا نیست؛ منبعیه که از اون ترافیک هدفمند و دارای قصد خرید وارد قیف فروش می‌شه. تفاوت افیلیت‌های موفق با بقیه معمولاً تو تعداد لینک‌ها نیست، بلکه تو انتخاب هوشمندانه کانال توزیع و تسلط بر رفتار مخاطب تو اون کاناله.

در ادامه مهم‌ترین و اثربخش‌ترین کانال‌های افیلیت مارکتینگ رو عنوان میکنیم:

وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های سئو محور

جستجوی گوگل همچنان یکی از باکیفیت‌ترین منابع ترافیک برای افیلیته. کاربری که عباراتهایی مثل«بهترین…»، «مقایسه…» یا «خرید…» رو سرچ می‌کنه، معمولاً تو مرحله تصمیم‌گیری قرار داره.
سایت‌های راهنمای خرید، بررسی تخصصی و مقایسه محصول دقیقاً تو همین نقطه وارد می‌شن و با ارائه اطلاعات ساختاریافته، کاربر رو به کلیک روی لینک افیلیت هدایت می‌کنن. مزیت این کانال، پایداری ترافیک و مقیاس‌پذیری بلندمدت اونه.

یوتیوب و محتوای ویدیویی

ویدیو یکی از قوی‌ترین ابزارهای اعتمادسازی تو سیستم همکاری در فروشه. آنباکسینگ، بررسی عملی، مقایسه دو محصول یا حتی تجربه استفاده واقعی، مقاومت ذهنی کاربر رو کم می‌کنه.
وقتی مخاطب محصول رو تو واقعیت می‌بینه، تصمیم‌گیری برای خرید سریع‌تر و مطمئن‌تر اتفاق می‌افته. 

شبکه‌های اجتماعی

تو  شبکه‌های اجتماعی سرعت انتشار و دسترسی بالاست، اما عامل تعیین‌کننده «اعتماد» و «تعاملِ». اینستاگرام، تلگرام، تیک‌تاک یا لینکدین هر کدوم بسته به نوع محصول و مخاطب می‌تونن مؤثر باشن.
تو این فضا، منتشرکننده‌ی موفق کسیه که صرفاً لینک منتشر نمی‌کنه، بلکه با تولید محتوای منظم، ایجاد ارتباط مستمر و شناخت دغدغه مخاطب، تبلیغش رو میاد معتبر لوه میده..

ایمیل مارکتینگ

ایمیل هنوزم یکی از سودآورترین کانال‌های افیلیت مارکتینگه، چون مخاطب از قبل اجازه ارتباط داده.
وقتی یه کاربر عضو لیست ایمیل می‌شه، یعنی یه بخشی از اعتماد شکل گرفته. حالا معرفی هدفمند محصولات مرتبط، ارسال پیشنهادهای شخصی‌سازی‌شده و ارائه ارزش واقعی قبل از پیشنهاد فروش، باعث می‌شه نرخ تبدیل تو این کانال معمولاً بالاتر از شبکه‌های اجتماعی باشه.

تبلیغات پولی (Paid Traffic)

تو بعضی از مدل‌های افیلیت مارکتینگ، بخصوص CPA، ترافیک پولی نقش کلیدی داره. استفاده از گوگل ادز، تبلیغات نیتیو یا شبکه‌های اجتماعی می‌توانه نتایج سریع‌تری ایجاد کنه، اما نیازمند تحلیل دقیق هزینه جذب هر کاربر و کنترل نرخ تبدیله.
این کانال بیشتر مناسب افیلیت‌هاییه که بهینه‌سازی قیف فروش و مدیریت ریسک رو خوب بلدن.

مدیاروت مشاور حرفه ای ها

چرا مدیاروت

مدیاروت راههای جذاب تر شدن و تو چشم بودن برای گوگل رو نشونتون میده، درمورد سئو و بهینه سازی وب سایتِ شما بهتون مشاوره میده، و باعث میشه با کمک سئو سایتِ خودتون رو، به صفحات اول گوگل و نتایج اول جستجو ببرید و ترافیک سایتتون هم افزایش پیدا کنه.

مدیاروت گزارش کاملی درمورد مشکلاتی که سایتتون از نظر سئویی داره بهتون ارائه میکنه؛ تا با مشاوره سئویی مدیاروت و گروه فنیِ شرکتتون مشکلات رو حل کنید.

و در قدم های بعدی برای رسیدن به اهدافتون، براتون استراتژی تدوین میکنه و به مرحله اجرا درمیاره تا بتونید هدفهاتونو دونه دونه تیک بزنید.

مزایا و معایب بازاریابی مشارکتی

افیلیت مارکتینگ یکی از مدل‌های محبوب کسب درآمد تو فضای دیجیتاله، چرا که امکان کسب درآمد از فروش محصولات دیگران رو بدون نیاز به مدیریت موجودی، ارسال کالا یا پشتیبانی مشتری فراهم می‌کنه. بازاریابی مشارکتی مثل هر کسب و کاری یه سری فرصت داره و یه سری چالش. در ادامه اول مزایا رو عنوان میکنیم و بعد هم معایبش رو.

مزایای افیلیت مارکتینگ :

  • کسب درآمد بدون نیاز به تولید محصول

تو این مدل، منتشرکننده تمرکز خودشو روی جذب مخاطب و معرفی محصولات می‌گذاره و مسئولیت‌هایی مثل تولید، انبارداری یا پشتیبانی مشتری بر عهده فروشنده‌اس.

  • ریسک مالی پایین

برای شروع معمولاً به سرمایه زیادی نیاز نیست. خیلی از افیلیت‌ها فعالیت خودشونو با تولید محتوا، سئو یا شبکه‌های اجتماعی شروع می‌کنن و کم کم ترافیک و درآمد رو بیشتر می‌کنن.

  • قابلیت مقیاس‌پذیری بالا

برخلاف خیلی از کسب‌وکارای سنتی، افزایش درآمد تو افیلیت مارکتینگ بیشتر به رشد ترافیک و بهینه‌سازی محتوا وابسته‌اس. یه صفحه یا ویدئوی موفق می‌تونه مدت‌ها برای شما فروش بوجود بیاره.

  • امکان فعالیت تو بازارهای جهانی

خیلی از برنامه‌های همکاری در فروش محدود به یه کشور نیستن. به همین خاطر، افیلیت‌ها می‌تونن تو بازارهای بین‌المللی هم فعالیت کنن و مخاطبای بیشتری جذب کنن.

معایب بازاریابی مشارکتی

  • وابستگی به پلتفرم‌ها یا شرکت‌ها

افیلیت‌ها معمولاً به برنامه‌های همکاری در فروش یا پلتفرم‌های واسط وابسته‌ان و تغییر سیاست‌ها یا توقف یه برنامه می‌تونه رو درآمد اونا تأثیر بگذاره.

  • تغییرات الگوریتم‌ها و منابع ترافیک

خیلی از افیلیت‌ها به منابعی مثل گوگل یا شبکه‌های اجتماعی برای جذب ترافیک متکی‌ان. تغییر الگوریتم‌ها می‌تونه باعث کم شدن یهویی بازدید و در نهایت کاهش درآمدشون بشه.

  • رقابت بالا در برخی حوزه‌ها

تو حوزه‌های پرتقاضا مثل تکنولوژی، مالی یا ابزارای دیجیتال، رقابت بین متشر کننده یا همون افیلیت ها زیاده، و برای دیده شدن باید محتوای ارزشمندتر و متفاوت‌تری تولید کنن.

  • احتمال تغییر یا کاهش کمیسیون‌ها

تو بعضی از برنامه‌های افیلیت، شرکت‌ها ممکنه درصد کمیسیون یا شرایط پرداخت رو عوض کنن؛ موضوعی که می‌تونه مستقیما روی سودآوری افیلیت تأثیر بگذاره.

نکته‌ای که خیلی از افراد تازه‌کار متوجهش نمی‌شن اینه که افیلیت مارکتینگ در اصل یه بازی ترافیکه، نه صرفاً فروش.
کسی که بتونه ترافیک هدفمند و باکیفیت جذب کنه از طریق سئو، محتوا، شبکه‌های اجتماعی یا ایمیل، معمولاً شانس خیلی بیشتری برای موفقیت تواین مدل کسب‌وکار خواهد داشت.

اصطلاحات رایج در افیلیت مارکتینگ

اگه قصد دارید به‌صورت جدی وارد افیلیت مارکتینگ بشید، بد نیست با یه سری اصطلاح آشنا بشید که تقریباً تو همه پلتفرم‌ها و برنامه‌های همکاری در فروش استفاده می‌شن. آشنایی با این مفاهیم کمک می‌کنه که عملکرد کمپین‌ها، میزان سودآوری و وضعیت ترافیک خودتونو بهتر تحلیل کنید.

  • Affiliate

افیلیت به فرد، سایت، رسانه یا تولیدکننده محتوایی میگن که محصولات یا خدمات یه برند رو معرفی می‌کنه و در ازای فروش یا اقدام کاربر، کمیسیون دریافت می‌کنه.

  • Commission

کمیسیون همون مبلغ یا درصدیه که افیلیت بابت هر فروش، لید یا اکشن موفق دریافت می‌کنه.
مدل پرداخت کمیسیون می‌تونه ثابت یا درصدی باشه و بسته به نوع برنامه همکاری در فروش متفاوته.

  • Conversion Rate

نرخ تبدیل نشون می‌ده که چند درصد از کاربرانی که روی لینک افیلیت کلیک کردن، اقدام موردنظر رو انجام دادن؛ مثلاً خرید، ثبت‌نام یا نصب اپلیکیشن.

بالا بودن نرخ تبدیل معمولاً نشان دهنده اینه که:

  • ترافیک هدفمندتره
  • پیشنهاد جذاب‌تره
  • یا صفحه فروش عملکرد بهتری داره

 

  • Tracking Link

هر افیلیت یه لینک اختصاصی دریافت می‌کنه که همه کلیک‌ها و فروش‌ها از طریق همون ردیابی می‌شن.
این لینک هسته فنی سیستم افیلیت مارکتینگه، چون بدون ردیابی دقیق، محاسبه کمیسیون عملاً ممکن نیست.

  • Cookie Duration

کوکی Duration مشخص می‌کنه بعد از کلیک کاربر روی لینک افیلیت، سیستم تا چه مدت آن فروش را به افیلیت نسبت می‌ده.

مثلاً اگه مدت کوکی ۳۰ روز باشه و کاربر طی این بازه خرید کنه، کمیسیون همچنان برای افیلیت ثبت می‌شه.

  • EPC (Earnings Per Click)

EPC میانگین درآمدیه که به ازای هر کلیک ایجاد می‌شه و یکی از مهم‌ترین شاخص‌ها برای ارزیابی سودآوری کمپین‌های افیلیت به حساب میاد.

افیلیت‌های حرفه‌ای معمولاً از EPC برای مقایسه عملکرد محصولات، صفحات یا منابع مختلف ترافیک استفاده می‌کنن.

اشتراک گذاری

فیس بوک
توئیتر
لینکداین
واتس اپ
ایمیل

2 دیدگاه برای “افیلیت مارکتینگ یا بازاریابی مشارکتی”

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *